ديدگاه هاي امام خميني درباره مراقبت هاي پنجگانه اخلاقي و سياسي در نظام مديريت اسلامي                 


ديدگاه هاي امام خميني درباره مراقبت هاي پنجگانه اخلاقي و سياسي در نظام مديريت اسلامي

 

نظام مديريت اسلامي داراي مشخصه ها و مولفه هايي است كه هر كدام از آنها شايسته نگرش و بررسي هاي اساسي مي باشند. همچنين اين نظام مديريت داراي ابعاد و جلوه هاي گوناگون است و موضوعات مختلفي را تحت پوشش قرار مي دهد كه همه آنها مجموعه اي را به وجود مي آورند كه مديريت هاي فرهنگي علمي اجتماعي اقتصادي نظامي سياسي و حكومتي را سامان دهي نموده و در دو جنبه نظري و فكري و عملي و عيني ـ كه شامل انديشه هاي جامع و پويا از يكسو و كنش و عمل تحول زا و حركت ساز از سوي ديگر مي شود ـ به تجلي و عينيت مي رساند.

صاحبان فكر و اهل دقت در انديشه هاي حضرت امام خميني اذعان دارند كه در متن آثار نوشتاري و گفتاري اين اسلام شناس بزرگ و انديشمند توانا درباره مديريت هاي گوناگون يادشده رهنمودهاي ژرف و راهگشا نهفته است و هر كدام از آنها ذخيره اي ارزشمند براي مطالعه و راه و روش يابي درباره نظام جامع مديريت اسلامي مي باشند.
            از ميان همه ابعاد و موضوعات مرتبط با انواع مديريت ها حجم وسيعي از انديشه هاي امام خميني را درباره مديريت كلان سياسي مي يابيم . اين انديشه ها و رهنمودها داراي وسعت و گستردگي خاصي مي باشند و موضوعات مختلفي را در دل خود جاي داده اند كه شرح و تبيين آنها بسيار طولاني و با انتشار مقالات و كتب فراوان امكان پذير مي باشد و اين كاري است كه اهل تحقيق و پژوهش بايد به انجام برسانند.

در اين فرصت نمونه و گزيده اي از رهنمودهاي امام خميني را در موضوع مديريت كلان سياسي نقل مي كنيم و در آن تامل مي نماييم :

« بايد همه ما اسلامي پيش برويم با برنامه اسلامي پيش برويم . پيروزي ما مرهون اسلام است نه مرهون من است و نه مرهون شما و نه مرهون هيچ قوه اي مرهون اسلام است . اسلام به ما اين پيروزي را داده است . اين يك نعمتي است كه خداي تبارك و تعالي به ما اعطا كرده است و اين نعمت را چنانچه شكرگزاري نكنيم ممكن است كه يك وقتي خداي نخواسته از ما بگيرند. شكرگزاري اش به اين است كه همان طوري كه در اول همه دست ها بلند شد كه ما اسلام را مي خواهيم و جمهوري اسلامي را مي خواهيم خداي تبارك و تعالي عنايت كرد و اعطا كرد. اگر ما حالا اين دست ها را كنار بزنيم يكي از اين طرف برود و يكي از آن طرف برود و يكي يك چيزي بگويد و يكي يك چيز ديگري بگويد و جبهه بندي بشود و دولت با مجلس و مجلس با دولت و همه با هم به هم بريزند ممكن است كه عنايت خدا به واسطه كفران نعمت برداشته بشود و ما انحطاط همه چيز پيدا بكنيم و كشورمان باز برگردد به حال سابق به همان ظلم ها و همان ستم هايي كه همه ديديد و همه ديديم . شكرگزاري به اين است كه شماهايي كه وكيل ملت هستيد كارشكني براي دولت نكنيد هدايت كنيد. هرجايي كه پا را كنار مي گذارد هدايتش بكند.
دولت هم هركس مي شود و هركس هست ... آنها هم كارشكني براي مجلس نكنند. آنها قوه مجريه هستند همه روي « قانون » عمل بكنند. اين قانوني كه ملت برايش راي داده است همين راي نداده است كه توي طاقچه بگذاريد و كاري به آن نداشته باشيد برويد مشغول كار خودتان بشويد! اين قانون بايد دست همه باشد و همه حدود را قانون معين بكند. قانون براي مجلس حدود معين كرده است تخلف از اين حدود نشود. براي رئيس جمهور تحديد كرده حدود قرار داده او هم تخلف نكند... براي دولت ها حدود معين كرده . آنها هم نبايد خارج بشوند. هر كه خارج بشود از حدود اين را تنبه بدهند هدايت كنند آن را » (1 )

در اين رهنمودها درس ها و پيام هاي ارزشمندي را مي يابيم كه در ذيل به تعمق در آنها مي پردازيم .

1 ـ اولين اصل و پيام « اسلام محوري » و تبعيت از تعاليم مقدس دين مبين حق و تعيين خط مشي و شيوه هاي كاربردي بر مبناي برنامه ريزي هاي اسلامي مي باشد.

توجه و عمل به ضوابط و دستورالعمل هاي جامع اسلام براي تحقق مديريت هاي گوناگون فرهنگي اجتماعي اقتصادي و سياسي يك ضرورت بزرگ و اجتناب ناپذير مي باشد. نبايد فراموش شود كه « مديريت اسلامي» با آموزه ها و تعاليم اسلامي داراي هويت است و چنانچه اين آموزه ها و تعاليم حذف شوند مديريت اسلامي معنا و مفهوم پيدا نمي كند و فلسفه موجوديت و آثار و نتايج گوناگون خود را از دست مي دهد.

مديران و صاحب منصبان علاوه بر اين كه بايد از شناخت و بينش لازم نسبت به مديريت اسلامي برخوردار باشند لازم است در مرحله عمل به آموزه ها و به ظهور و بروز درآوردن آنها مراقبت و تلاش نمايند.

2 ـ يك آفت بزرگ همواره انقلاب و ثمره آن يعني نظام اسلامي را به شدت تهديد مي كند و آن عبارت است از بروز حالات خاص روحي در برخي از افراد و گروه ها پس از پيروزي و به بار نشستن مجاهدت هاي سخت و رنجزا. اين حالات روحي به شكل يك عارضه دروني ظهور مي كند و افراد و گروه هاي مزبور را به اين تفكر باطل و خواهش نفساني سوق مي دهد كه انقلاب و نظام را محصول تلاش و مجاهدت خود مي دانند و همواره از نهضت طلبكار مي شوند!
            برخي از اين افراد فعاليتي ـ اگرچه ناچيز و ناقص ـ در پيروزي انقلاب و استقرار نظام داشته اند ولي گروهي ديگر حتي كوچك ترين نقشي ايفا ننموده اند و در عين حال خود را همه كاره مي پندارند! در واقع با روش هاي خاص چهره ظاهر مي سازند و خود را مطرح مي كنند تا به اهداف خود نائل آيند. حركت اين عناصر و گروه ها را مي توان نوعي فرصت طلبي دانست و به اين ترتيب به اين نتيجه گيري رسيد كه : « هر نهضت مادام كه مراحل دشوار اوليه را طي مي كند سنگيني اش بر دوش افراد مومن و مخلص و فداكار است . اما همين كه به « بار » نشست و يا لااقل نشانه هاي « باردادن » آشكار گشت و شكوفه هاي درخت هويدا شد سروكله افراد فرصت طلب پيدا مي شود. روز به روز كه از دشواري ها كاسته مي شود و موعد چيدن ثمر نزديك تر مي گردد فرصت طلبان محكمتر و پرشورتر پاي علم نهضت سينه مي زنند تا آنجا كه تدريجا انقلابيون مومن و فداكاران اوليه را از ميدان به در مي كنند!» (2 )

اين عناصر همان كساني هستند كه در نهايت انقلاب و نظام را مرهون خود مي دانند و همواره طلبكارانه با انقلابيون اصلي و دلسوختگان و زجركشيدگان در راه خدا مواجه مي شوند.

امام خميني پس از پيروزي انقلاب و به بار و ثمر نشستن آن با استقرار نظام سياسي و حكومت اسلام با تفكر فرصت طلبي و انقلاب را وابسته به خود ديدن مقابله نمود و با اين اعلام قاطع كه « پيروزي ما مرهون اسلام است نه مرهون من است و نه مرهون شما و نه مرهون هيچ قوه اي » نظام مديريت اسلامي را در مسير صحيح و به دور از نفسانيت هاي فردي و گروهي و جناحي به تدبير و ثمردهي هاي لازم براي جامعه و كشور به حركت درمي آورند.

در انديشه هاي امام خميني شبيه نمونه و مصداق مزبور در نفي تفكر فرصت طلبي و طلبكاري از انقلاب را فراون مشاهده مي كنيم كه هر كدام با شيوه ها و در قالب هاي خاص به اين موضوع مي پردازند.

3 ـ سپاس و شكرگزاري از نعمت هاي الهي خود يك « نعمت » است و بزرگ ترين و ارزشمندترين اثر آن بنا به تعاليم قرآني فزوني نعمت هاست . (3 )

درباره شكرگزاري نكاتي را بايد ازنظر دور نداريم . اول اين كه مفهوم شكر و سپاس به زبان آوردن عبارت هاي خاص نيست اگرچه آن هم از اجزا سپاسگزاري محسوب مي شود. دوم اين كه شكر و سپاس به شيوه « لساني و كلامي » محدود نمي گردد كه مهم ترين شكرگزاري « عملي و رفتاري » است كه معناي آن بهره برداري و استفاده صحيح از نعمت ها در مواضع و جايگاه ها و موضوعات مختص به آنها مي باشد و به اين ترتيب شكر و سپاس هر نعمت استفاده شايسته از آن در مسير جلب رضايت خدا و خدمت به مردم و جامعه و كشور است . سوم اين كه شكر و سپاس فقط جنبه معنوي و اقتصادي ندارد و تنها در اين امور به تجلي و ظهور درنمي آيد بلكه يكي از انواع آن شكرگزاري سياسي و حكومتي مي باشد كه بايد در سطح مديريت هاي كلان و توسط زمامداران و دولتمردان و كارگزاران حكومتي به عينيت درآيد به اين صورت كه آنان نعمت هايي كه در اختيار دارند ـ كه عبارت از انقلاب و نظام و فرصت خدمت به جامعه و كشور و تدبير براي ساماندهي امور و رفع مشكلات مردم ـ به نحو و شيوه صحيح به بهره وري برسانند و هيچ گونه قصور و تسامح روا مدارند.

حضرت امام خميني در اين رهنمودها اولا انقلاب اسلامي را يك نعمت بزرگ مي دانند كه از جانب خداوند متعال به مردم ارزاني شده است . ثانيا معتقدند كه اگر نعمت هاي عظيم انقلاب و نظام اسلامي شكرگزاري نشوند بيم فراوان است كه خداوند اين عطا و موهبت خويش را از مسئولان بگيرد زيرا آنان نتوانسته اند به طور شايسته از آن بهره برداري نمايند. ثالثا حضرت امام يكي از ابعاد اين شكرگزاري را معرفي مي نمايند و آن اين كه همان گونه كه در طول مبارزات اسلامي همه مسئولان و شخصيت ها و مبارزان در يك جبهه واحد و در اوج اتحاد و اقتدار به مقابله با رژيم شاهنشاهي پرداختند از اين پس نيز اين وحدت وهمبستگي را استمرار بخشند و به جبهه بندي و تفرقه و تشتت نگرايند تا در فضاي آرام و به دور از تنش و اختلاف كشتي انقلاب همچنان امواج سهمگين موانع و فتنه ها و توطئه هاي قدرت هاي استكباري را كنار زد و به حركت خود ادامه دهد.

4 ـ مباحثه و انتقاد سالم و سازنده نافي وحدت نيست كه از لوازم وحدت به شمار مي رود . زيرا برخي از اختلاف ها و تشتت ها كه در مراحل بعدي به كينه تبديل مي شوند سرچشمه اصلي آنها به هم نزديك نشدن و به مباحثه نپرداختن و به انتقادهاي صادقانه و ناصحانه نپرداختن است و چنانچه مسئولان و مديران و نيز متفكران و انديشمندان از حاشيه سازي ها بگذرند و عناصر خبر بيار و ببر را طرد كنند و همه فرصت هاي آتش افروزي و فتنه و اختلاف انگيزي را از آنان بربايند دلهاي از هم رميده و به تنازع رسيده به هم نزديك و مالوف و مانوس مي گردند و به اين ترتيب انگشت هاي تحسر و تاسف به دندان گرفته نمي شود كه چرا ما بي جهت از هم فاصله گرفتيم و صميميت ها و مودت هاي به وجود آمده از نعمت اسلام و انقلاب را رها كرديم و دل از مهر يكديگر تهي نموديم ! و نيز حسرت نخواهند خورد كه چرا به اطراف خود ننگريستيم و جاهلان و متعصبان و متحجران را شناسايي نكرديم و آنان به صورت لجام گسيخته در حريم حيثيت و آبروي شخصيت هاي فكور و خدوم به تاخت و تاز پرداختند و بي رحمانه حرمت ها را هتك كردند و با حربه هاي دشنام و دروغ و مكر و تهمت به ايجاد جنگ رواني و ترور فكري و شخصيتي آن صالحان و دلسوختگان پرداختند !

حضرت امام خميني در رهنمودهاي خويش ضمن تاكيد بر پرهيز از جبهه بندي هاي سياسي بين مسئولان و شخصيت ها و اجتناب از آنچه مبارزه و مقابله عليه يكديگر به بهانه و انگيزه غيراسلامي خدمت به اسلام ! ناميده مي شود و به هتك و اتهام منجر مي گردد انتقاد سالم و گفتگو با يكديگر در فضاي محبت زا را ضروري و لازم مي دانند. به دو نمونه از رهنمودهاي امام خطاب به مسئولان و مديران نظام توجه دقيق نمائيم :

بناي بر اين نگذاريد كه ... مبارزه باشد مبارزه نيست مباحثه است مباحثه نرم اسلامي . مي خواهيد هركدام مسائلي كه داريد به ديگر بگوييد با برهان با بيان البته بايد بگوييد اما مبارزه نداريد با هم و همه براي اسلام هستيد و خدمتگزار اسلام هستيد و مي خواهيد براي اسلام خدمت بكنيد . از حالا بنا نگذاريد به اين كه يك جبهه بندي بكنيد يك دسته اين طرف يك دسته آن طرف (4 )

انتقاد سازنده معنايش مخالفت نبوده و تشكل جديد مفهومش اختلاف نيست . انتقاد بجا و سازنده باعث رشد جامعه مي شود... هيچ كس نبايد خود را مبراي از انتقاد ببيند. البته انتقاد غير از برخورد خطي و جرياني است. اگر در اين نظام كسي يا گروهي خداي ناكرده بي جهت در فكر حذف يا تخريب ديگران برآيد و مصلحت جناح و خط خود را برمصلحت انقلاب مقدم بدارد حتما پيش از آن كه به رقيب يا رقباي خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد كرده است . (5 )

5 ـ در نظام مديريت اسلامي « قانون گرايي » از جايگاه و ارزش خاصي برخوردار مي باشد . همه زمامداران و دولتمردان در قواي سه گانه بايد خود را ملزم به رعايت قانون بدانندو در عمل به آن پيشقدم باشند. هيچ گونه قصور و غفلتي در گريز از قانون گرايي قابل توجيه نمي باشد. طبيعي است كه اگر برخي از مسئولان رده هاي بالاي قواي مجريه از عمل به قانون مسامحه و سهل انگاري كنند انتظار رعايت قانون توسط لايه ها و سطوح مياني و پائين جامعه و اقشار مختلف مردم عبث مي نمايد اگرچه تعاليم سياسي اسلام قصور ديگران در عمل دقيق به قانون را دليل گريز ديگران از اصل قانون گرايي نمي داند و هر فرد و گروه و جريان مسئول كارهاي خود مي باشد.
حضرت امام خميني اعلام مي كنند كه قانون براي « اجرا » مي باشد و همه بايد التزام عملي درباره آن داشته باشند. امام تاكيد مي نمايند كه : « قانون براي مجلس حدود معين كرده است تخلف از اين حدود نشود. براي رئيس جمهور تحديد كرده حدود قرار داده او هم تخلف نكند... براي دولت ها حدود معين كرده آنها هم نبايد خارج بشوند .هر كه خارج بشود از حدود بايد اين را تنبه بدهند هدايت كنند آن را . » (6 )

اين رهنمودهاي روشن هرگونه قصور و كوتاهي و سهل انگاري در رعايت قانون را نفي و محكوم مي نمايد. همچنين هرگونه تعمد در ستيز با قوانين و اصرار بر تثبيت فكر و نظر و راهكار خود را طرد مي نمايد و تنبه و هدايت براي چنين عناصر در هر مقام و جايگاه را ضروري مي داند.

بر مبناي اين سخنان راهگشاي امام خميني به صراحت به اين نتيجه گيري مي رسيم كه هم غفلت و سهل انگاري در قانون گرايي مطرود است و هم تعمد و اصرار بر قانون گريزي و زيرپا نهادن ضوابط مصوب محكوم مي باشد.
            از اين دو عارضه غفلت و سهل انگاري را كه امري غيرعمد مي باشد زودتر مي توان مهار كرد و از ضايعات آن جلوگيري به عمل آورد لكن تعمد در مقابله با قانون و اصرار بر فكر و عمل خويش را سخت مي توان برطرف نمود. زيرا تعمد در تقابل با قانون از خودشيفتگي و خويشتن گرايي و خودبرتربيني ناشي مي شود كه يك عارضه اخلاقي و نفساني مي باشد. همين عارضه است كه به صور گوناگون همچون غرور علمي قلدري و گردنكشي در برابر قوانين و صاحبان انديشه هاي آزاد و رها از قيود ظاهر مي شود و تنش و تنازع ايجاد مي نمايد.

بديهي است براساس انديشه هاي امام راه و روش اصلي در برابر غرور و قلدري و تعمد در زيرپا نهادن قانون عقب نشيني و تسليم نيست بلكه راه حل « تنبه » و « هدايت » است و اين وظيفه و مسئوليتي است كه از جنبه نظري و فكري بر دوش عالمان آزادانديش و شخصيت هاي سياسي دلسوخته و متعهد و فراجناحي و رسانه هاي گروهي به ويژه اهل قلم در مطبوعات ارزشي و متعهد و دلسوز اسلام و انقلاب و نظام سنگيني مي كند و اينان بايد بدون هراس از غوغاسالاري ها و اغواگري ها و تلاش هاي مخرب و ضداخلاقي كه با اهانت و هتك و نشر دروغ و تهمت و تحركات مبتني بر جنگ رواني و فتنه انگيزي و ترور فكر و شخصيت همراه است به راه خود ادامه دهند و همچنان كه فرهنگ قرآن تاكيد و توصيه فراوان دارد از ملامت هيچ ملامتگري خوف و هراس به دل راه ندهند(7 ) و دانش و تجربه و آبروي خويش را خالصانه و صادقانه به ميدان آورند و از قرباني كردن آن در راه صيانت و پاسداري از اسلام و انقلاب و نظام و خدمت به جامعه و كشور دريغ نورزند.

پاورقي :

1 ـ صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني . ج 12 ص 348 و 349

2 ـ نهضت هاي اسلامي درصد ساله اخير متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري انتشارات صدرا ص 97

3 ـ قرآن كريم سوره ابراهيم (14 ) آيه 7

4 ـ صحيفه امام ج 12 ص 346

5 ـ همان مدرك ج 21 ص 178

6 ـ همان مدرك ج 12 ص 349

            7 ـ سوره مائده (5 ) آيه 54

تعمد در تقابل با قانون از خود شيفتگي و خويشتن گرايي و خود برتربيني ناشي مي شود كه يك عارضه اخلاقي و نفساني مي باشد. همين عارضه است كه به صور گوناگون همچون غرور علمي قلدري و گردنكشي در برابر قوانين و صاحبان انديشه هاي آزاد و رها از قيود ظاهر مي شود .

بر اساس انديشه هاي حضرت امام خميني راه و روش اصلي در برابر غرور و قلدري و تعمد در زير پا نهادن قانون عقب نشيني و تسليم نيست .

حضرت امام خميني :

قانون براي مجلس حدود معين كرده است تخلف از اين حدود نشود. براي رئيس جمهور تحديد كرده حدود قرار داده او هم تخلف نكند. براي دولت ها حدود معين كرده كه آنها هم نبايد خارج بشوند. هر كه خارج بشود از حدود اين را تنبه بدهند هدايت كنند .

متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري :

هر نهضت مادام كه مراحل دشوار اوليه را طي مي كند سنگيني اش بر دوش افراد مومن و مخلص و فداكار است . اما همين كه به بار نشست و يا لااقل نشانه هاي بار دادن آشكار گشت و شكوفه هاي درخت هويدا شد سروكله افراد فرصت طلب پيدا مي شود. روز به روز كه از دشواري ها كاسته مي شود و موعد چيدن ثمر نزديك تر مي گردد فرصت طلبان محكمتر و پرشورتر پاي علم نهضت سينه مي زنند تا آنجا كه تدريجا انقلابيون مومن و فداكاران اوليه را از ميدان به در مي كنند

 

 



تعداد بازدید:  2312




Skip Navigation Links
زندگینامهزندگینامهExpand زندگینامه
کتابشناسیکتابشناسی
مقالاتمقالات
آثار امام خمینیآثار امام خمینیExpand آثار امام خمینی
اشعار اماماشعار امامExpand اشعار امام
مستنداتمستنداتExpand مستندات
اشعار درباره اماماشعار درباره امامExpand اشعار درباره امام
خاطراتخاطراتExpand خاطرات
بیاناتبیاناتExpand بیانات
امام از نگاه جهانامام از نگاه جهانExpand امام از نگاه جهان
آثار درباره امام آثار درباره امام Expand آثار درباره امام

 

 

سایر پایگاه ها